غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

177

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

مال خود را بموجب راستى جواب گويد نوع دوم آن‌كه مزارعى را كه فى الجمله خرجى بايد كرد تا آب جوى بر زمين نشيند مقرر آن‌كه كسى كه مثل اين زمينى را زراعت كند بدستور نوع اول در سال نخست از مال وجهات معاف باشد و در سنهء ثانيه از آنچه واجبى او باشد نصفى بديوان دهد و بعد از آن بدستور ساير رعايا مال جواب گويد نوع سوم آنكه بواسطهء حفر نهر يا بيرون آوردن آب كاريز مزارع را زحمت بسيار بايد كشيد تا زمين مزروع گردد مقرر آنكه مزارعى كه مثل اين مزرعه را مزروع سازد بدستور دو نوع مذكور سال اول يكدينار و يكمن بار بديوان ندهد و در سنهء ثانيه دو دانك بوصول رساند و در ساير سنوات از آنچه حقوق ديوانى باشد نصفى را جواب گويد و نصفى ديگر را در وجه حق الاهتمام خود بردارد و آن مزرعه هرچند ديوانى باشد وزراء بملكيت آن مزارع مقرر دانند چنانچه اگر خواهد آن را بفروشد كسى منع ننمايد و بعد از صدور اين حكم خاص و عام در اراضى باير آغاز زراعت كرده در اندك زمانى بسيارى از آن مواضع معمور و آبادانى كشت و خلايق در رفاهيت افتاده خصب وسعت معيشت از حد عدد درگذشت و همدران اوان بمسامع نواب غازان خان رسيد كه مزروعات خاصه ايلخانى كه در ولايات بوده اكثر روى بويرانى آورده بلكه بعضى از حكام بدست انداز عوامل بذر پادشاهى را تلف كرده‌اند بنابر آن فرمان واجب الاذعان نفاذ يافت كه وزرا از واجب هرولايتى بمبلغى معين در وجه بهاء عوامل و بذر زراعت خاصهء سلطانى مجرى دارند و سال بسال بوقت ادراك محصول حاصل آن را از حاكم آن ولايت طلب دارند تا او ضرورة در باب زراعت مواضع اينجو اهتمام نمايد و چون برين موجب عمل نمودند در سال اول بعضى از حكام ببهانه آفت ارضى يا سماوى و عدم حصول محصول ميخواستند كه بذر غازانى را بوى جواب نگويند و اين عذر بسمع قبول راه نيافته املاك آن جماعت در عوض تعلق بديوان گرفت لاجرم بعد از آن تمامى ولات ولايات در باب آبادانى مزروعات اينجو طريق سعى و اهتمام مسلوك داشتند و هرسال مبلغ و مقدار كلى از آن ممر بحصول موصول گردانيده تخم نيكنامى كاشتند . حكايت دوازدهم در باب رعايت خلايق و ممنوع شدن پيكان و خربندگان از ارتكاب امور نالايق در جامع التواريخ رشيدى به نظر درآمده كه غازان خان در ملاحظه حال رعايا وزير دستان بمرتبهء مبالغه داشت كه هرگاه بر وى ظاهر ميشد كه يكى از امرا و مقربان بخلاف فرمان از رعيتى چيزى گرفته فى الحال ميفرمود تا بضرب چماق آن وجه را استرداد نموده به آن بيچاره رسانند و هرگاه كه در اثناء شكار يا اسفار بقريه ميرسيد ميفرمود تا گوسفند و مرغ و ساير ما يحتاج را بتسعير وقت از مردم آنجائى ميخريدند و بهاء آن اشيا را نقد ادا كرده بزياده و كم مزاحم و متعرض هيچكس نميگرديدند و در اثناء آن اوقات بعرض رسيد كه جمعى